تمام سالهای گذشته خودم این حقیقیت را باور دارم که دیالوگم در بهترین شرایط یک دیالوگ تهاجمی بوده.این موضوع بر خواسته از حس درونم داشته پس اگه در ان سالها حرفها منو فقط دنبال کردی و تاثیری روی افکارت نداشته بهت حق میدم.
امروز حرفم ,حرف یک عاشق است, عاشقی که بی صبرانه منتظر معبود خود است. چراکه همیشه زن از دیدگاه من معبود بوده تا معشوقه.
---------------------------------------
بانوی عزیزم وقت بخیر
امروز میخوام راهی رو بهت نشون بدم که اگه عمل کنی یک افق بی
کران جلوی راهت قرار خواهد گرفت.پس عاشقانه گوش کن و عمل کن
********
اطلاعات که انسان در مغر خود دارد دو نوع اطلاعات هستند.
اطلاعات نا اگاهانه
اطلاعات اگاهانه
در تعریف این دو نوع باید گفت انسان بواسطه حواس پنجگانه پدیدهای پیرامون را حس میکند. این حس ها منجر به دو نوع اطالاعات در مغز میشود که یک مدل اگاهانه و یک مدل نا اگاهانه است.
بطور مثال تو یک تصویر را 10 ثانیه جلوی چشم خود میگیری .وقتی نگاه خودتو از اون تصویر برمیداری. دارای دو نوع اطلاعات می شوی.
یک مدل اطلاعاتی هستند که تو یادت هست( آگاهانه) یک مدل اطلاعات یادت نیست (نا آگاهانه)
ولی انچه است تو تمام اطلاعات ان عکس را درون ذهن خود داری ولی چگونه است بعضی نا اگاهانه هستند.
آیا چشم تو آنها را ندیده ویا به دلیل مختلف یادت نیست ولی آنچه است تو اطالاعاتکامل آن عکس را در ذهن خود داری پس آنها را به آگاهی تبدیل کن.
مثال بالا جزیی از جزئیاتی است که در کل روز و ایام سال درون مغز خود انباشت میکنی پس آنها را تبدیل به آگاهی کن.
و حال امروز الناز بواسطه سن و مغز جستجو گر ش دارای میلیاردها بیت اطلاعات اگاهانه و میلیاردها بیت اطلاعات نا اگاهانه هستی. اگه وارد پروسه ای بشوی که اطلاعات نا اگاهانه را تبدیل به اگاهی کنید وارد زیباتری بخش زندگیت شدی.
تنها روش تبدیل اطلاعات نا اگاهانه به اطلاعات اگاهانه تکنیک بیان مغزی است.
تکنیک بیان مغزی به دو تکنیک رفتاری ختم میشود ( نوشتن و گفتن) تو هر کدام را اغاز کنی به حقیقتهای زیبایی از زندگی میرسی که در باور خودت هم نیست و بجای میرسی همانند محمد از ان به عنوان کلام خدا یاد میکنی.
النازم به طبع هر دو تکنیک نوشتن و گفتن انسان را به تعالی رهنمود میکنه ولی انچه هست تکنیک نوشتن بسیار بهتر و سریعتر است.
برای اجرای این تکنیک هفتهای یا ماهی یک موضوع انتخاب کن و بدون دسترسی به اطلاعات جدید شروع به نوشتن کن.بگزار اطلاعات نا اگاهانه مغز به واسطه این تکنیک فراخوان بشوند به اگاهی تبدیل بشه.
در انتخاب موضوع محدودیتی نداشته باش.
بطور مثال
افرینش
علل ضعف سینمای ایران
علل بی اخلاقی مردم ایران
تجزیه و تحلیل یک فیلم
....
....
.....
وهزارن مورد دیگر که میتواند مطلوب باشد.
امروزه تمدن غرب بواسطه این تکنیک در حال تکنوازی است شاید خودت این موضوع را در دانشگاهای آنها احساس کرده باشی.
نمونه قابل لمس برای تو میتواند کلاسهای توفان مغزی میباشد. اساس این نوع کلاسها تیدیل اطالاعات ناگاهانه به آگاهانه است.
ولی آنچه است نوشتن یک دنیای بی کران است.
منظور من از نوشتن به نویسندگی نیست منظور من همان تکنیک بیان مغزی است.
توصیه میکنم در وبلاگ بنویس چراکه وبلاگ این قابلت را دارد.که افکار تو را ثبت میکند با موقیعیت زمانی .چراکه بعدها درک خواهی کرد افکار خودت را در فلان دوره زمانی
و در نهایت بوسه بی منت